If you cannot read the weblog, please, set the character encoding to unicode, UTF-8. I am working on the problem which has been started by transferring my website to a new host.
پايگاه اطلاع رساني كانون فني، دانشكده فني: شوراي پرديس دانشكده هاي فني با انتشار بيانيه اي در رابطه با وقايع عصر 24 خرداد دانشكده فني، هجوم نيروهاي لباس شخصي را به دانشكده فني به شدت محكوم كرده و خواهان بررسي جدي واقعه و شناسايي، دستگيري و محاكمه مهاجمين شد. اين بيانيه درپي مي آيد. چون ممکنه که سایت فیلتر بشه یا قابل دسترس نباشه اعلامیه کانون فارغ التحصسلان رو کپی می کنم: بسمه تعالي
دانشجويان و دانشگاهيان عزيز عصر روز يكشنبه 24 خرداد 1388، پرديس دانشكدههاي فني دانشگاه تهران شاهد وقايع و حوادث اسفباري بود كه در تاريخ انقلاب اسلامي بيسابقه است. نيروهاي لباس شخصي در حضور منفعل نيروهاي انتظامي، به زور وارد حريم دانشگاه شدند و سپس با شكستن درب و شيشهها به ساختمان دانشكده فني هجوم آورده و به ارعاب اساتيد، دانشجويان و كاركنان و تخريب اموال دانشكده پرداختند و سپس با تهديد اساتيد حاضر، دانشجوياني را كه براي امتحانات مشغول مطالعه و درس خواندن بودند به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و تعدادي را نيز دستگير و با خود بردهاند. دانشكده فني و دانشگاه تهران پس از واقعهي 16 آذر 1332 شاهد چنين هتك حرمتي به ساحت مقدس علم و دانش نبوده است. شوراي پرديس دانشكدههاي فني ضمن ابراز همدردي با دانشجويان و خانوادههاي آنان اين اعمال غير انساني و هجوم خصمانه به كوي دانشگاه را به شدت محكوم ميكند و خواستار بررسي جدي واقعه و شناسايي، دستگيري و محاكمه مهاجمين است.
شوراي پرديس دانشكده هاي فني 25/3/88
همچنين اين شورا در بيانيه ديگري امتحانات دانشكده فني را تا اطلاع ثانوي لغو كرد. متن اين بيانيه به اين شرح است. لغو کليه امتحانات پرديس تا اطلاع ثانوی
با توجه به وقايع شامگاه يكشنبه 24 خرداد 1388 در دانشكده فني و كوي دانشگاه، برگزاري امتحانات نيمسال دوم سال 88-87 بر اساس درخواست هاي مكرر دانشجويان و اساتيد لغو و تاريخ برگزاري امتحانات متعاقباً اعلام خواهد شد. شوراي پرديس دانشكده هاي فني 25/3/88
تند نریم. این روزها از این دست نظرات زیاد می بینم که فقط حریف رو نفی می کنن. مثلا هرچیزی به به الف نون مرتبط شه غلطه. یادمون نره که احترام به نظر مخالف نشانه دموکراسی خواهی و رشد هست و گرنه خودمون که دور هم هستیم. مثالش رو در توهین افراد به تحریمی ها و محمودی ها می بینم. فکر کنید یک بابایی که ته بدبختی است و بوده، مثلا کارگر کوره های آجر پزی، بعد محمود بهش بیمه درمانی داده برده توانسته زن مریضش را بعد سال ها عمل کنه. اونم وقتی در اوج فلاکته دولت سیب زمینی براش از دولت اصلاحات و آزادی و کشک و پشم عزیزتره، شما دموکراسی رو نمی تونین برای شکم های گرسنه تعریف کنین. یادمون نره که ایران فقط من و شمایی نیستیم که زندگی نسبتا مرفهی داشتیم و داریم. یکی از دلایلی که کروبی رو کنار گذاشتم همین بود، چون حس کردم موسوی هوای طبقه های پایین رو بهتر خواهد داشت و چپی تره. در نهایت داشتن حداقل ها برای همه جامعه و کاهش اختلاف طبقاتی به نفع همه است. یادمون نره که اگرم ما پیروز شیم اون طرفی ها هم کم نیستن و نباید فراموش بشوند.
روزگار غریبی شده. کلا انتخابات به بحث کاملا هیجانی و استادیومی تبدیل شده. امیدوارم اتفاق بدی نیافته و امنیت مردم به خطر نیافته. می خواستم بعد از پست قبلی فکر کنم دو سه تا مورد مثبت از احمدی نژاد بنویسم که خیلی نامرد نباشم. ولی بعد از مناظره دیدم که این آدم واقعا خودش تهشه!! قدرت طلبی و هزینه ای که بابت موندن در قدرت حاضره بده برای من ترسناک بود. یادنم نمیره چقدر زمان انتخابات مجلس ششم به هاشمی بد و بیراه می گفتیم!! حالا ببین سرنوشت ما چی شده که باهاش همدردی می کنیم. به قول برشت:
"از کوسه ها گریختم
ببرها را شکار کردم
من اما سرانجام
طعمه خرچسونه ها شدم." البته خودشون هم بی تقصیر نیستن. آقایان اگر فضای شفاف رو تاب می آوردن و رسانه ها رو یکم دستشون رو باز تر می گذاشتن، فضا برای شایعه پراکنی و دروغ گویی اینطوری فراهم نمی شد. حالا امیدوارم به خیر بگذره. ببینیم فردا مناظره چطور پیش میره. موسوی که به جز ده دقیقه آخرش خیلی شل و ول بود. همونی بود که انتظار داشتم، از مرادشم خرج نکرد و به عقایدش پایبند بود، این نکته رو دوست داشتم. در مناظره فردا نکته برتر کروبی اینه که آخونده و جلوی سفسطه بازی و بحث کم نمیاره, فردا می خواهیم تخمه بخریم با دوستان، بنشینیم پای تلویزیون آنلاین
حالا که بحث انتخابات داغ هست می خوام نظرم و دریافت شخصی نصفه و نیمه ای رو که دارم اینجا بنویسم. همین اولی گفتم شخصی چون دغدغه های من هستن و ممکنه برای کسان دیگر متفاوت باشن.
انگیزه نوشتن این مطلب درخواست یکی از دوستان از من بود که 5 دلیل خودم رو برای رای ندادن به احمدی نژاد و رای دادن به موسوی بگم و من البته کروبی رو هم اضافه می کنم گر چه هنوز نظرم به رای دادن به موسوی هست.
راستش قسمت احمدی نژادش هم برام خیلی ساده تره و هم سخت تر. ساده تر چون راحت دلایل سلبی رو پیدا می کنم و سخت تر که هر چی فکر می کنم سخته پنج دلیل رو جدا کنم. من بنابر مشاهدات شخصی این ها رو می نویسم. سعی می کنم بخش شخصی اش رو بیشتر کنم که وبلاگی تر باشه.
در مورد دادن آمار و وعده دروغ که بهتره چیزی نگم. از جریان هاله نور, کشف انرژی هسته ای توسط دختر نوجوان در زیرزمین و مافیا و آزادی 360 درجه!!!!! و عدم وجود همجنس گرایان در ایران!!!!
در مورد پوپولیست بودن هم بعضی ها ممکنه بگن چه اشکالی داره به درد فقرا هم می رسه ولی توزیع پول بین مردم باعث عدالت نمیشه. چیزی که ما کم داریم سرمایه گذاری و ایجاد کاره نه رعیت و گدا پروری. ما باید مردم مون رو رشد بدیم نه اینکه رییس جمهور رو در حد عامه مردم ببریم پایین.
2. بی نظمی و بی تدبیری و اقتصاد کابینه بی ثبات و پر تغییر باعث تغییر سریع سیاست گذاری ها و هدر رفتن کار و سرمایه میشه. در مورد بی نظمی می تونم یک مشاهده شخصی رو مثال بزنم. وقتی اولین وزیر تعاون دولت نهم عوض میشه دومین نفر هوس یک اقدام ابتکاری میکنه. ساختمان وزارت اگر درست یادم بیاد تو خیابون جویبار بود و وزیر جدید بعد از بازدید از ساختمان نوساز و در حال تکمیل صندوق تعاون در تخت طاووس تصمیم می گیره ساختمان مرکزی وزارت خونه رو به اونجا منتقل کنه. پس طی یک حمله برق آسا به ساختمان در حال تکمیل، ساختمان زیرمجموعه رو تسخیر می کنن و پیمانکاران رو بیرون می کنن!!! حالا داستان وقتی جالب تر میشه که بعد از اسباب کشی می بینن ساختمان جدید جای کافی نداره و مجبور میشه وزارت خونه رو بین دو تا ساختمون جدید و قدیمی تقسیم کنن!!!! این رو موقعی دیدم که برای ماله کشی و تکمیل شبکه ساختمون اون جا یک پروژه گرفتم. در مورد شاخص های اقتصادی و تورم و انحلال سازمان برنامه هم که بهتره اصلا حرف نزنم.
3. حقوق بشر، آزادی های اجتماعی، وضعیت امنیت قضایی، و رویکرد امنیتی به مسائل اجتماعی البته ممکن است بگیم که خوب به دلیل استقلال قوا دولت مسوول مشکلات قضایی یا پلیس نیست ولی دولت به شدت از این اقدامات حمایت کرده. برخورد امنیتی با جنبش زنان، فعالان حقوق بشر، سندیکاهای کارگری، و اقلیت های قومی و مذهبی در دولت نهم به شدت زیاد تر شده (مثال از درویش ها و کردها و سنی ها ...) . شاید یکی از تاریک ترین نقطه ها افزایش بی رویه احکام اعدام و اعدام نوجوانان و سنگسار هست که گرچه مستقیم به دولت بر نمی گرده ولی تلاشی هم برای کم کردنش نکرده. از طرح امنیت اجتماعی و برخورد های قرون وسطایی با متهمینی که حتی اگر مجرم هم باشن نمیشه با انگ اراذل و اوباش بودن حقوق انسانی شون رو نادیده گرفت و حتی اعدام های با دادرسی سریعشون بهتره چیزی نگم. یک نکته دیگر هم رفتار دولت نهم با مهاجرین افغان، و سلب حقوق اولیه انسانی شون مثل حق تحصیل کودکان و اخراجشون در زمستان سرد سال قبل رفتاری کاملا فاشیستی و غیر انسانی بوده.
4. آبرو ریزی و حتی افتخار به آن در حوزه سیاست خارجی حضور و شرکت بی دلیل در هر مجمع ممکن، بی دعوت و با دعوت، از مجمع عمومی سازمان ملل تا حتی مجمع عمومی سازمان خوار و بار جهانی و همایش مبارزه با تبعیض نژادی و حتی نشست شورای همکاری خلیج ع ر ب ی!!!!!!!! در نهایت هم جا زدن هر فضاحت و جلب توجهی به جای پیروزی با کمک رسانه ها دولتی. آخر چه کسی می تونه از همردیف شدن با موگابه دیکتاتور یا حمایت از جنایتکار جنگی مثل البشیر دفاع کنه
5. دانش و دانش گاه ها یکی از اولین کارهایی که جناب وزیر علوم برنده عنوان تقلبی مرد علمی سال انجام داد برکناری رییس شایسته و منتخب اساتید دانشگاه تهران و انتصاب یک روحانی بدون تحصیلات آکادمیک مثل عمید زنجانی به جای فرجی دانا بود. گرچه فکر کنم همون رییس روحانی از رییس امنیتی فعلی بهتر بود. برای مثلا تمرکز زدایی بودجه دانشگاه های مادر و بزرگ رو کم کردن و صرف پیام نور و دانشگاه های کوچک کردن. البته تمرکز زدایی کار خوبیه ولی باید هوای دانشگاه های بزرگ رو داشت وگرنه تحقیقات پیش نمیره.
انقدر سر نوشتن دلایل نفی حرص خوردم که خیلی انرژی برای ایجابی ها نمونده . از طرف دیگر این یکی طرف سر کار نبوده و کمتر شناخته شده است موسوی
1. چپ بودن. مساله سیاست حمایت از تولید داخلی و کارگران که الان خیلی اهمیت داره. با این وضعیت بحرانی اقتصاد در دنیا فعلا برای یک دوره دولت چپ گرا خوبه.
2. حقوق اقلیت ها همین که مساله اجرای اصل 15 ام رو مطرح کرده و خودش هم ترکه امتیاز مثبتی هست. به نظرم توجه به اقلیت ها برای امنیت ملی مهمه
3. آرامش و مقبولیت عام به هر حال سابقه اجرایی خوبی داره 8 سال رییس دولت بوده و نخست وزیر محبوب امام امت!
4. رهنورد اگر انتخاب بشه حداقل برای اولین بار یک همسر رییس جمهوری داریم که برای خودش شخصیت اجتماعی مستقلی داره و این برای جایگاه زنان خوبه
5. راستی و درستی ،بی ادعایی و تا حدی حس خلوص! می دونم برای سیاست مدار نکته مثبتی نیست که حس جاه طلبی نداشته باشه ولی آدم مخلصی هست و به نظرم به ارزش هایی که براش مهمه و ممکنه حتی برای من مطلوب نباشه معتقده.
کروبی
1. حزب و ساختار همین حزب نصفه و نیمه و کار تیمی و داشتن مشاورین قوی خیلی مهمه. نهایتا بنای دموکراسی داشتن احزابی قوی هست وگرنه هر کسی میاد یک حرفی می زده و رایی میاره و بعدا هم اگر دو در کنه خودش خراب شده، ولی کار حزبی این شوخی ها رو نداره و کار گروهی است
2. تیم اجرایی قوی و کار گروهی و حرفه ای همین که برای اولین بار در انتخابات کسی با یک پویش و سازماندهی حرفه ای وارد میشه خیلی مثبته . نکته دوم معرفی معاون اولی هست که از لحاظ اجرایی شاید از قوی ترین ها در جمهوری اسلامی باشه یعنی کرباسچی.
3. حقوق بشر، زنان اقلیت های مذهبی و قومی اینکه مانیفست حقوق بشری و حقوق زنان و اقلیت ها داره و از حقوق شهروندی دفاع می کنه برام مهمه. آدم هایی مثل زید آبادی و عبدی هم برای من مراجع معتبری هستن که به پویش کروبی پبوستن. راستش الان برای خیلی ها رای به کروبی مطرح کردن خواسته های به اصطلاح اصلاح طلب های ساختاری و پیشرو است و واقعا مهم هم نیست که رای بیاره و خودش هم مهم نیست. ولی مهمه که وزن خودشون رو لیبرال ها نشون بدن، ممکنه به همین دلیل من با وجود شانس کمتر به کروبی رای بدم تا در دور دوم با بیان عقیده ام در مرحله اول، به موسوی ی رای بدم که گوشی دستش باشه.
4. کار سیاسی حرفه ای اولین بار در این سیستم یکی با دید قدرت خواهی و بدون تعارف وارد رقابت شده که نکته مثبتی هست.
خوب دیگه خسته شدم. فکر کنم با جمع بندی که کردم شاید به کروبی رای بدم ولی هنوزم خودش به دلم نمی چسبه. یادمه تو انتخابات مجلش ششم هم اسمش رو نفر آخر نوشتم یکی دو بارم خط زدم و دوباره نوشتم
اغلب زندگی آدم میافته روی یک خط و تو رو هم با خودش می بره. من همیشه دوست داشتم رشته زندگی ام از دستم نره ولی بعضی موقع ها سخته نگهش داری!! مخصوصا که ببینی باعث میشه کسی دیگر زمین بخوره. این روزها خیلی سرحال نیستم و خسته ام. شاید به خاطر تحرک کم و مسافرت زیاده. امروز بعد مدت ها یکمی دویدم و نرمش کردم امیدوارم با کمی تقویت فیزیولوژیک روحیه ام هم بهتر شه. نمی دونم شایدم آنکه یافت می شود آنم آرزوست و قدری قناعت چاره درد هام باشه به طور کلی
شعار هفته: جوگیر نشوید و رای بدید! فکر نکنین با چهار تا وبلاگ و فیس بوک و بچه سوسول میتونین از سیب زمینی بیشتر رای جمع کنین. باید آدما رو مجاب کنید, بیشتر آدم هایی که حالشو ندارن برن رای بدن و اسمش رو هم میزارن افتخار به نداشتن مهر در شناسنامه و مخالفت! به نظرم نباید از دیدن چهار تا همایش و پویش و سوزش خوشحال شد. بخش عمده مردم تو صف های طویل عریضه نویسی و سود سهام عدالت هستن. باید میونشون رفت و مجابشون کرد. راستی بعضی حمایت ها از میرحسین (مثل حمایت مسیح مهاجری) آدم رو یه شک میندازه که به کروبی رای بده . هنوز برام جای سواله که چطوری این آدم های قوی دور و بر کروبی جمع شدن, یعنی با خاتمی کل انداختن؟
این همه در وصف می ناب و این چیزها می نویسن ولی بعضی موقع ها هیچ چیزی مثل چای داغ و شیرینی مناسبش روح و روان من رو شاد نمی کنه. در مورد انتخابات چیزی ندارم بنویسم جز اینکه رای میدم. راستش با این کاندیداهای بی بخاری که می بینم امید چندانی ندارم که در مرحله اول بتونن کاری بکنن .مگر اینکه انتخابات دو مرحله ای بشه و اتفاق خوبی بیافته. میرحسین موسوی حرف های عاقلانه ای میزنه ولی مثل خاتمی دوست داشتنی نیست . شاید نامزدی که خیلی هم واقع گرایانه حرف بزنه مردم رو هم نتونه مجاب کنه تا ببینیم چی میشه
بالاخره افشین قطبی شد مربی تیم ملی و حق به حق دار رسید. پرسپولیس هم که حسابی له شد و آبروی ما رو برد, گرچه تیم های دیگر ایرانی هم دسته گل های بهتری به آب ندادن. کلا امیدوارم حداقل تیم ملی از این وضعیت بد خارج بشه و دل ما ما به یک چیزی خوش بشه
مایلی کلنگ؟ این که دیگه جلسه و هم اندیشی نمی خواست. و البته واضح و مبرهن است که همیشه تعهد از تخصص مهم تر است و مایلی ریش دار و ارزشی از مربیان باتجربه ایرانی مثل یاوری هم که ریشش را می تراشد و سرهنگ هم بوده بهتر است!!! یک کاری کردن مردم بیان دایی رو تشویق کنن.
آخه چقدر میرید رو اعصاب. لحظه ای که ایران جلو افتاد و تلویزیون فوتبال رو ول کرد و همش داشت جمال بی مثال الف نون رو نشون میداد گفتم این بازی رو می بازیم. میدونم این حرفا مزخرفه, ولی عجب نعل خوش شانسیه این بابا. اون از کشتی و اینم از فوتبال. دوست داشتم صورتش رو بعد گل دوم عربها ببینم. باختن و ناامید شدن برای صعود به جام جهانی اونم به عربستان خیلی زور داره. و در آخر یادآوری به مربی سفارشی و دارای لابی خدا :